تبليغاتX
شازده کوچولو
به خودم میگم ستاره ها واسه این روشنن که هر کسی بتونه یه روز مال خودشو پیدا کنه!

سلام

سلام به همه ی آبجی و داداشای خوبم...

ولادت حضرت زهرا و روز مادر رو به همتون تبریک میگم

و آرزوی بیشتر شدن مادرهای "فاطمی"رو دارم...

الان من به یه نتیجه ای رسیدم

اونم اینکه حق با "آبجی فروغه"که میگه آدم اگه تو وبلاگ از خودش بنویسه بهتره

منم خیلی خوشم میاد ازین وبلاگایی که هرکی هرچی دوس داره مینویسه

نمونه ش وبلاگ آبجی فروغ گلم!

الانم بلد نیستم چه جوری لینک وبلاگشو اینجا بزارم تا روش کلیک کنید!!!!!!!

اگه کسی بلده راهنمایی کنه!

ممنون

خب

اینم آپ!!!!!!

این متن پایینی رو بخونید خیلی قشنگه

از کتاب:"شاد باش لعنتی!"

خودم تایپ کردم پس نگید کپی پیسته و نمی خونیم!!!!!

بابا زحمت کشیدم تایپ کردم حد اقل سیو کنید بعدا بخونید اگه وقت ندارید!!!!

می ارزه هاااااااااااا

نکته مهم: من علامت تعجب خیلی دوست دارم!

تو

تو معصوم بدنیا می آیی

بدون گناه

بدون شکر تصفیه شده

بدون کلسترول.

تو پاک و اصیل هستی

بعد ناگهان...

دق!!!

آره،کتک می خوری.

محکم به پشتت می زنند.

بی انصافی است.

تو که کار بدی نکردی.

خودت خوب می دانی.

چطور؟

تو وقتی نداشتی کار بدی کنی.

فقط چند دقیقه از تولدت گذشته.

 

حتی وقت نداشتی نفس بکشی،چه رسد به اینکه همسایه ای را گول بزنی.یا یواشکی به پیام های منشی تلفنی ات گوش دهی.حتی هنوز منشی تلفنی نداری.هنوز حتی نمی خواهی از کسی دوری کنی-تا این اندازه نو هستی.

 

که این،مارا به آن کتک خوردن باز میگرداند.

چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟

چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا تو؟

چـــــــــــــــــــــرا این همه درد؟

 

هرچند فقط چند دقیقه از عمرت گذشته،اما درسی فرا می گیری

یک درس بزرگ

حالا خوب حواست را جمع کردی؟

 

درس زندگی:

 

درد وجود دارد.

زندگی می تواند آزار دهنده باشد

خیلی زیاد

 

حتی وقتی بچه خوبی هستی،

ممکن است باز هم کتک بخوری.

بدون معذرت خواهی.

بدون توضیح.

خوب،

حد اقل نه همان وقت.

زمان زیادی نخواهد گذشت که بالاخره

می فهمی...

دردی که گرفتی به نفعت بود

 

اونطوری به تو

 یاد دادند

نفس بکشی

و از تو دعوت کردند

یک قلپ از مخلوط خوشمزه

اکسیژن-نیتروژن را فرو ببری

آن کتک برای زندگی تو

لازم و ضروری بود.

 

شکی نیست که اگر این حرف ها را همان موقع به تو می گفتند،

تو هنوز نمی توانستی آنها را با آن ذهن ساده اندیش کوچک بچه گانه ات بفهمی.

 

و این در مورد بخش بزرگی از دردی که در زندگی خواهی کشید،صادق است.

اغلب باید یک کمی بزرگ شوی تا بتوانی یک کم بیشتر بفهمی.

تا حالا حتما فهمیده ای:

تو در جهانی از یک میلیون و یک جور تغییر زندگی میکنی.

حتما تا حالا فهمیده ای:

نباید در همان اولی گیر کنی.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  | 

یه دوستی گفته:

هر چه کار خوب بجای می آوریم مال ما نیست....حالا اگر خدا لطف کرده وبه حساب ما می گذارد، حرف دیگری است... والا فرمود: هر چه خوبی از ما سر می زند، مال خدا و اولیای اوست که آنها بر سر ما ریخته اند ...هر چه معصیت وخطا ونقص هم هست مال ماست.

 پس معلوم شد از اول چیزی خیری نداشتیمو همه قشنگی ها مال آنها بود.
آره ما مال خداییم...یک وقت نگیم خدا مال ماست... البته گناهی هم نداره آخه اون انقدر بزرگه وبندگانش را دوست داره که معلومه که خدا عاشق ماست پس ما معشوقه خدا هستیم. اون داره به ما عشق می ورزه ما خیلی کوچک هستیم که عاشق خدا باشیم...

 

یاد این شعر افتادم:

آدم به زمین آمد

این حادثه رویا نیست

این "فرصت بی تکرار"

عشق است معما نیست...


 

یه فرصت بی تکرارکه خدا بهمون داده اونم فقط و فقط و فقط به خاطر عشقی که به بنده هاش داره...

عشق خدا به بنده هاش.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  | 

سلام!
اين پست رو خودم مينويسم از خودم
تا نگين مطلب دزدي تو وبلاگ نذار!
آخه مطالب قشنگ كه ميبينم ميذارم تو وبلاگ ... ازين به بعد هرچي كه از خودم مينويسم ميگم از خودمه تا قاطي نشه يا دزدي
بابا انقد راحت به من نگيد "دزد"....ولي ممنونم از دوستي كه تذكر داد.
**************************************************************
يكي از بچه ها در باره پست قبل نظري كه داد به نظرم محشر بود
ازش اجازه گرفتم تا بخشي از نظرشو كه خصوصي بود بزارم اينجا:
بعضی وقتا آدم احساس میکنه هیچ کس به یادش نیست... حتی اون بالایی...میبینی هیچ کس نمیخواد اینو باور کنه.من همه نظرات وبلاگتو خوندم دیدم هیچکس باور نمیکنه که بابا بعضی اوقات این حس به آدم دست میده....انگار همه دارن سر خودشون شیره میمالن.ولی به من ثابت شده که خدا همیشه هست.اگه جایی احساس کردی نیست یه کوچولو فکر کن.تو تنها کسی هستی که میتونی به خودت کمک کنی.میدونی هرکسی لیاقت دونستن حرف دل آدم رو نداره...ولی بازم میگم به اونی که تو آسمونه همیشه توکل داشته باش... راستی اینقدرم تنبل نباش.به خودت انرژی + بده.تو توانا هستی و نباید اینقدر به مشکلات فکر کنی.همش میگذره...به موندنیا فکر کن.راستی اون پایینا گفته بودی میخوای کلی دوست پیدا کنی میخواستم بهت بگم خودت تنهایی پیداشون کن. یه چیزیم هست بین خودمون باشه....
میدونی من سرشار از تجربه ام.نذار تنهایی کار دستت بده ها...
پس فقط به آسمونی که میدونی توش یکی به فکرته فکر کن...به امید اون زندگی کن تا لذت ببری...
************************************************************
درمورد دوست پيدا كردن هم كه اول كاري گفتم... آره حق باشماس دوستاي خوبي پيدا كردم:
نمونه ش فروغ كه آبجي گل منه
"علي"كه هميشه با شعراش شرمندمون ميكنه
داداش ساسان كه همش داره از درو ديوار بالا ميره و دست و پاش ميشكنه!
ترديد كه حتي بدون آپ كردن هم سر ميزنه مث خيليا كه لطف دارن
و...
و همتون كه خيلي خوبيد.
**************************************************************
راستي!
كسي ازم پرسيد چرا پست قبلو نوشته بودم؟!
...

 
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  | 

خدايا...
زمينت پر از سنگ شده
حواست به پاي منم هست؟!
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  | 

چشمانم فقط به او بود... روحم داشت پرواز می کرد... چه باید می گفتم!(گنبد طلایی امام رضا خیلی قشنگه)

با خود بگویید:

بهشت جایی است که من هستم.


The paradise is where I am.

 

حالا که حاجتت را گرفتی دیگه یاد ما نمی کنی!دیگه دعا نمی کنی!دیگه خونه ی من نمیای!ولی من به یاد تو هستم.

افسوس که:

شما به وقت تنگدستی و احتیاج دعا می کنید.ای کاش در شادمانی سرشار و در ایام وفورتان نیز دعا می کردید.

You pray when you need,I whish you prayed when you don’t need.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  | 

 

گفتم :خسته ام ؛

گفتي:لا تقنطوا من رحمت الله... از رحمت خدا نااميد نشويد.(زمر/53)

گفتم:هيشكي نمي دونه تو دلم چي ميگذره ؛

گفتي:ان الله يحول بين المرء و قلبه... خدا حائل است بين انسان و قلبش .(انفال /24)

گفتم :غبر از تو كسي رو ندارم ؛

گفتي:نحن اقرب اليه من حبل الوريد... ما از رگ گردن به انسان نزديكتريم .(ق/ 16)

گفتم:ولي انگار اصلا منو فراموش كردي ؛

گفتي:فاذكروني اذكركم... منو ياد كنيد تا شما را ياد كنم.(بقره)


 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  | 

 

نوشتن کار خیلی سختیه!مخصوصا برا ماها که انشاهامونو همیشه کس دیگه نوشته!

با املاهامونم که مشکل داشتیم!

الانا ولی وضعمون بهتر شده،آخه غلطای فاحش املایی رو تحت عنوان "اشتباه تایپی" انکار می کنیم!!!

اما...

میگم مهم نیست که حتما صداقت رو با"ص"بنویسیم؛مهم اینه که صادق باشیم...

مهم نیست نجابت و انسانیت چه جوری نوشته بشه؛مهم اینه که دست همو بگیریم....

حتما نباید عدالت رو با "ع"یا"ت"نوشت؛باید عادل بود...

داخل پرانتز:دوست داشتن بقیه،کار سختی نیست!

خدایا،غلط املایی های ذهن و دلمونو تصحیح کن تا انقد تو قید و بند غلط املایی هامون نباشیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  | 

شازده کوچولو داستان جادویی خلبانی ساده و معمولی است که در صحرا با شازده کوچولوی غریبی که از سیاره ای دور به زمین آمده ،دیدار میکند و پس از آشنایی تدریجی با دیدگاه های او به روشنگری درون میرسد.شازده کوچولو در صحبتهای شگفت خود از زیستگاهش،از گل سرخ محبوبش،از آتشفشانهای کوچک سیاره اش و از ترس خود از رشد ویرانگر نهالهای بائوباب بر خاک سیاره اش سخن میگوید.داستان سفرش را به زمین برای خلبان باز میگوید،از کسانیکه دیده و از چیزهایی که شنیده برای او نقل میکند،و در جریان این یادآوریها هرآنچه را که برای زیستن و بودن در جهان مهم است،برمیشمارد.او با بصیرتی که نشان از درک عمیق ترین مضامین زندگی است به رهبر و مرشد خلبان بدل مبشود و با گفت و گوهای ساده اش که بسیاری از آنها شبیه گزین گویه های نیچه است،فقرو محرومیتی را که "آدم بزرگها"دچار آن شده اند،بر راوی آشکار میسازد.

آدم بزرگها از آن رو فقیر و محروم اند که توانایی جهان نگری به شیوه ی کودکان را از دست داده اند.
در سفر به سیاره ی هفتم(زمین)یک روباه صحرایی را می بیند که به او معنای"اهلی کردن"و نیازمند دیگری شدن را می آموزد،ویک مار به درک معنای مرگ یاری اش میرساند.

این داستان تمثیلی شگفت آور هم بسیار خواندنی است و هم بسیار فکر برانگیز.کم تر کتابی همچون شازده کوچولو توانسته است هم کودکان و هم بزرگسالان را در سراسر جهان و در همه ی فرهنگها و تمدنها این چنین مجذوب خود سازد...

داخل پرانتز:اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن...

پرانتز دوم:"شازده کوچولو"اثر آنتوان دوسنت اگزوپری و ترجمه احمد شاملو...

نکته تاکیدی بسیار مهم!:حتما این کتابو بخونید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  | 


سلام

من با شروع سال جدید وبلاگمو شروع کردم!

می خوام دوستایی پیدا کنم و از کلی چیزا سردر بیارم...

آخه آدم فقط از چیزایی که اهلی میکنه میتونه سر در بیاره

سال جدید رو هم به همه تبریک میگم...

کاش"خوب"باشیم وبا دیدن غمهای بقیه مث"قارچ"نباشیم!

کاش بدونیم پی چی میگردیم...

کاش قدر چیزایی که اهلی کردیم رو بدونیم...

کاش مسئولیتمونو در قبال دوست داشتنیهامون فراموش نکنیم

کاش...

همین...همه اش همین و بس...


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387    دست خط *شازده کوچولو!*  |